تبليغاتX
گذرگاه خیال
گذرگاه خیال
موبایل.اس ام اس.جوک.هک.ویروس نویسی.عکس و....

 

|+| نوشته شده توسط علی در یکشنبه 15 مهر1386 ساعت 3:2 بعد از ظهر |

 

      ز غم کسی هلاکم که زمن خبر ندارد . عجب از محبت من که در او اثر ندارد

           

با غم و با درد و حسرت ،روی عشقت می کشم خط

 اما نه من سر سپردم ، به این عشق تا به قیامت 

تو که با من نشدی یار ، دلمو کردی گرفتار 

 شاید این تقدیر من بود ، که باشم یه عاشق زار 

من میرم گم میشم از عشق ، توی دنیای تباهی 

ولی خوشحالم از این که ، نداشتم هیچ اشتباهی 

تنها اشتباهم عشق بود ، که دیگه تکرار نمیشه 

می مونی تا ته دنیا ، توی قلب من همیشه 

تو میری با اونی که ، طلسم قلبتو داره 

من می مونم با دلی که ،هی بهونه میاره 

باشه اشکالی نداره ، می سوزم تو اشتباهم

می سوزم اما بدون که ، به خدا من بی گناهم 

دوست دارم باشی یه عاشق ، تا روز آخر دنیا 

حتی با این که می دونم ، می مونم تنهای تنها 

تنها موندنم مهم نیست ، چون بودم همیشه تنها 

دوست دارم تو باشی خوشبخت ، نشی اسیر غمها 

حالا عشق تو رو حتی ، توی خوابم نمی بینم 

تو نمیای اگه حتی ،منتظر به رات بشینم 

حرف آخر من اینه ، گر چه ناگفته زیاده 

دوست دارم اینو بدونی ، نگذشتم از تو ساده

 

 

      آری آغار دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست

      آری آغار دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست

 

سپیده بودی واسه من ، واسه شب و ستاره ها

 

رفتی ولی موندی هنوز ، تو دفتر خاطره ها

 

هنوز توی اطاق من ، عطر تورو حس میشه کرد

 

جای تو خالی و منم ، همه وجودم شده درد

 

حالا دیگه ترانه هم ،  ترانه ی بی کسیه

 

حالا دیگه شبای من ، شبای دلواپسیه

 

نمیدونم چرا دلت ، از دل من جدا شده

 

رفتی و کار هر شبم ،  گریه بی صدا شده

 

کاشکی فقط یه روز بیای ،  واسه یه لحظه دیدنت

 

منتظرن چشای من ،  منتظر رسیدنت

 

وقتی تو بودی آسمون ، برام پر از ستاره بود

 

اومدنت برای من ،  یه فرصت دوباره بود

 

رفتی نمیدونم چرا ، دادی من و به بی کسی

 

هیچکی مثل من نمیشه ،  یه روز به حرفم میرسی

 

یه روز میشه دل خودت ،  بشه گرفتار کسی

 

 هیچکی مثل من نمیشه ، یه روز به حرفم میرسی

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 12 مهر1386 ساعت 4:33 بعد از ظهر |

پرنده ی جنوبی و گل مينا

پرنده ی جنوبی

 

نمیخوام پرنده ی جنوبی اینجا بمیره

 

ابر سرمای شمال تب جنـوبو بگیره

 

آسمون پشت دیوار ابر شوم قایم شده

 

یه پرنده روبروم نشسته که سر به زیره

  

موجا اندام ظریف دریا رو به هم زدن

 

روی قایقای ماهیگیریمون قدم زدن

 

مرد ماهیگیر عاشق حالا زجه میزنه

 

ابرای تاریکی دریا رو به رنگ غم زدن

 

دستای بلند دریا روی ساحل جنوب

 

توی فکر انتقام از آسمون بی غروب

 

مرد ماهیگیره عاشق داره زجه میزنه

 

زیر دست و پای دریای سیاه صخره کوب

  

ابر سرما ... ! بی خیال دریا شو فقط ببار

 

واسه مرد ماهیگیر عاشقت ، همین یه بار

 

آسمون یه پل بزن از هر چی رنگ رو زمین

 

این پرنده لونشو ساخته دیگه پشت دیوار

 

گل مينا

 

گـــل مينا گــل مينا، اي گــل هميشـــه نازم

 

تـو مثه خـدا ميموني واسـه قلب پــــر نيازم

 

رو تنت تن پوش عشقه منو ميکشي هميشه

 

آرزومه مــال مــن شي نگو نه نــگو نميشه

 

تـــو غزل بانوي عشقي تو يه حس عاشقانه

 

شوق شب بـو ها رو داري وقت گفتن ترانه

 

تو همون ترانه هستي که هميشه مي سرودم

 

مثل رازقي قشنگي... اي تمـوم تار و پــودم

 

شبي اومدي به خوابم، واسه من ترانه خوندي

 

دستهـــاي منو گرفتي، منو تــا خدا رســوندي

 

اون نـگاه بي گناهت منو مهمــون خــدا کرد

 

آبــي چشمهاي نازت منو از خــودم جدا کرد

 

گـــل مينا گـــل مينـا، اي گـــل هميشه نازم

 

تـو مثه خــدا ميمونـي واســه قلب پـر نيازم

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 12 مهر1386 ساعت 4:27 بعد از ظهر |

اي يار قدمهاي ما كي و كجا وعده ي ديدار ما

              اي يار قدمهاي ما كي و كجا وعده ي ديدار ما

 

سلام اي انتظــار انتظـــارم                          سلام اي رهبر و اي يادگارم
سلامم بر تو اي فرزند زهرا                           سلامم برتو اي نـــاجي دنيا

 

 

 

هنوزم انتظارم انتظار است    
هنوزم دل به سينه بي قرار است  
هنوزم خواب مي بينم به شبها 
همان مردي که براسبي سوار است   
همان مردي که ايد جمعه روزي         
واين پايان خوب انتظار است

 

دوست گمگشته و سنگ صبور

 

نمی دانم امشب کبوتر افکارم بر کدامین بام گشوده در

غبار نشسته که واژه ها برای یاری ام راه را گم کرده اند

تنها میدانم در این گم گشتگی باید از تو بنویسم.

عزیز ترینم! قلبم را فرش زیر پایت می کنم و نور چشمانم

را فانوس دریای مهربانیت. دوست گمگشته و سنگ صبور

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 12 مهر1386 ساعت 4:22 بعد از ظهر |

دخترها و پسرها

يك دختر در حمام

 

 

ساعت ۴ بعد از ظهر

لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

 

در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

 

در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

 

موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

 

يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

 

نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

 

سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

 

خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

 

موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

 

خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

 

تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

 

حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

 

چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

 

۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

 

ساعت ۸ شب

 

يك پسر در حمام

 

 

ساعت ۴ بعد از ظهر

همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

 

نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

 

مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيمساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

 

زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش

 

در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

 

با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

 

با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

 

نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

 

زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده

 

دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

 

چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش

 

از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همهفرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه

 

حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

 

حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

 

سير تکامل آقا پسرها

 

 

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

 

سير تکامل دختر خانمها

 

 

سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدی

 

شوهر پیدا کردن دخترا در سنین مختلف !

دختر 18 ساله : به قول خودش انقدر خواستگار داره که نمی دونه کدومش رو انتخاب کنه فعلا قصد ازدواج نداره می خواد درس بخونه

دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

دختر 32 ساله : کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه

دختر 42 ساله : تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید ) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه

  دختر 52 ساله : او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته

دختر 72 ساله : تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه

 از تمام دخترهای گل به خاطر فوش ها و دری وری هایی که پس از خواندن این مطلب یرام میفرستند صمیمانه از قبل تمام تشکر را دارم

شاخص ترین ويژگي های پسرهاي ايراني

 

  

1چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه.

2-تا يه دختر خوشکل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.

3-چشمك جزو تيك عصبيشونه.

4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.

5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره.

6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه.

7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين.

8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه

 

زن زندگی شما کدومه ؟

 

زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!

زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!

زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه!

زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين!

زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره!

زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!

زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن!

زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه!

زن مدل ئي‌ميل: از هر ده‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده!

زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين، از راه مي‌رسه، خودش رو نصب مي‌کنه و از همه منابعتون استفاده مي‌کنه. اگر سعي کنين پاکش کنين، يک چيزي رو از دست مي‌دين، اگه هم سعي نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست مي‌دين

بابا شوخی کردم .. خانوما ناراحت نشن

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه 12 مهر1386 ساعت 4:20 بعد از ظهر |

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">